به شبکه اجتماعی کلوب هواداران خوش آمدید .

 » » » عطاران؛ مردی برای تمام فصول!

        مورد علاقه

        عطاران؛ مردی برای تمام فصول!

        فیلمنامه طبیعتاً اشکالات بارز و آشکاری دارد که به آن‌ها اشاره خواهد شد اما نباید از یاد برد که مقدم به شکلی هوشمندانه در «نهنگ عنبر» دست روی رگ خواب مخاطب می گذارد و سوژه ای را انتخاب می کند که برای عموم مخاطبان جذاب و کنجکاوی برانگیز است. مهم ترین برگ برنده فیلم رجوع آن به دهه 60 و به تصویر کشیدن مولفه های خاص آن دوران است که برای مخاطبان، خصوصاً مخاطبان متولد دهه های 40 و 50 که در آن زمان دوران جوانی و نوجوانی خود را می گذراندند بسیار جالب توجه است. فیلمنامه  کار بیش ازآنکه به اصول و اسلوب‌های ژانری پای بند باشد و در تلاش برای رعایت عناصر دراماتیک و وفادار بودن به آن‌ها، بنای موفقیت خود را بر شوخی های مرتبط با موقعیت زمانی بنا کرده و موقعیت های به وجود آمده و رویدادهایی که مخاطب به شدت با آن‌ها همذات پنداری می کند موجب شکل گیری فراز و نشیب های روایی و خنداندن مخاطب می شوند. به عبارتی «نوستالژی» و زنده کردن خاطرات قدیمی هرچه قدر هم که تلخ باشند چه برای مخاطبی که در آن زمان زندگی کرده جالب است و چه برای مخاطبین جوان تر  و مخاطب آن قدر در این رویدادها و مولفه ها غرق می شود که بسیاری از خطاهای فیلمنامه و نقصان های علت و معلولی آن از چشمش دور می مانند.
        یکی دیگر از اشکالات اساسی فیلمنامه، عدم موفقیت آن در ثابت نگه داشتن موقعیت کمیک داستان است. فیلمنامه شروع خوبی دارد. به تصویر کشیدن رابطه ارژنگ (رضا عطاران) با رویا (مهناز افشار) از همان کودکی و نشان دادن مایه های کمرنگی از عشق و علاقه (البته یکطرفه) ارژنگ به رؤیا و همچنین شوخی های فیلمساز با برخی خوانندگان آن دوران و نمایش احساس شکست ارژنگ پس از خیانت مادرش (هانیه توسلی) به پدر (نادر سلیمانی) و فرار او با یک عکاس جوان به امریکا تصویرگر ریشه عقده های پسر و تنفر او از امریکا و ... را که بعداً نیز عامل جدایی او از دختر مورد علاقه اش می شود را به خوبی نشان می دهد، دهه 60 و دوران جوانیِ ارژنگ و مشکلاتی که او به عنوان پسری جوان با آن‌ها رو به روست شاید موفق ترین فصل فیلم باشد که البته بازی درخشان رضا عطاران و طراحی بسیار قوی صحنه و لباس نیز کمک به‌سزایی به این موفقیت کرده است. مهاجرت رویا و در هم شکستن امیدها و آرزوهای ارژنگ مضمون اصلی این فصل است که البته وجوه درونی و باطنی آن ها را نیز نباید نادیده گرفت. دهه 70 در فیلم سر و کردنی پایین تر از دهه های 50 و  60، اما همچنان قابل قبول است، اما با ورود ارژنگ به میانسالی ناگاه فیلمنامه دچار افت شدیدی می شود؛ داستان از رمق می افتد و شخصیت ها دچار انفعال می‌شوند. حتی به نظر می رسد فیلم از نیمه های راه به روغن سوزی می افتد و به همین دلیل پایان آن نیز آن چنان که باید مخاطب را تحت تأثیر قرار نمی دهد.
        از دیگر اشکالات فیلمنامه فوکوس همه جانبه  فیلمنامه نویس به شخصیت «ارژنگ» و بازماندن او از توجه به شخصیت های دیگر فیلم خصوصاً رویاست. رویا قرار است مکمل شخصیت ارژنگ باشد و موتور محرک تمامی واکنش ها و رفتارهای او اما شخصیت رویا بسیار سطحی است؛ حتی مشکلات او و علل جدایی های مکررش بسیاری سر هم بندی شده و کلیشه ای مطرح می شوند و فیلمنامه رجوع قوی و کارشده ای به گذشته او ندارد. شاید اگر نوع رابطه او با پدرش، اختلالات شخصیتی او و گذشته او کمی بیشتر مورد توجه قرار می گرفت این کاراکتر نیز می توانست به اندازه کاراکتر ارژنگ باورپذیر و خوشایند از آب درآید. به عنوان مثال دختری که تا این حد به پدر خود وابسته بوده که به خاطر خواست پدر تن به مهاجرت می دهد و فرمانبردار پدرش است چرا در بحرانی ترین لحظات زندگی اش تنهاست و هیچ یک از اعضای خانواده به کمکش نمی آیند؟
        فیلم محاسن زیادی هم دارد که مهم ترین‌شان بازی درخشان رضا عطاران در چند برهه حساس از زندگی یک مرد معمولی است که به فراخور بحران های به وقوع پیوسته در کشورش سختی های بسیاری را از سر می گذراند. عطاران علاوه بر ارائه بازی کمیک به واسطه موقعیت نقش و این که می بایست گذر عمر مرد نیز در آن لحاظ شود تعادلی مطبوع را در بازی خود حفظ می کند و باعث می شود بازی او بسیار یکدست و روان باشد. حتی می توان مدعی بود بازی درخشان عطاران بسیاری از عیب و نقص های فیلمنامه را پنهان می سازد و از شدت آنها می کاهد. ویشکا آسایش نیز بازی بسیار خوبی دارد و مهناز افشار نیز قابل قبول بازی می کند که البته عدم توجه به شخصیت پردازی کاراکتر رویا باعث می شود حضور خوبِ بازیگر آن قدر که باید به چشم نیاید.
         به اعتقاد نگارنده بهره گیری از نریشین برای روایت داستان از نکاتی است که به بامزه تر شدن فیلم و البته هدایت مخاطب به مقصدی که فیلمساز قصد آن را کرده است کمک بسزایی می کند. عموماً «نریشن» به کارِ فیلم هایی چون «نهنگ عنبر» که فصول مختلفی از زندگی یک کاراکتر را به تصویر می کشند می آید.
        این را هم نباید فراموش کرد که هر فیلم به واسطه ژانرش باید مشخصه هایی داشته باشد. «خنداندن مخاطب» یکی از اولین و مهم ترین اهداف فیلم کمدیست که اگر رعایت نشود به شکست آن فیلم منتهی می‌شود. «نهنگ عنبر» بی آن که پا در جاده ابتذال و لوده گری بگذارد، مخاطبش را می خنداند و او را کمابیش با رضایت از سالن سینما بیرون می فرستد. ضمن آن که نگاه طنزآمیز به بسیاری از موقعیت های واقعی از دیگر المان های فیلم کمدی است که در این فیلم به ظرافت رعایت شده است و شاید برای مخاطبان میانسال ملموس تر از مخاطبان جوان تر هم باشد.
        فیلم علیرغم ضعف در حفظ تعادل در کمیک نگاه داشتن فضایش ، ریتم خوبی دارد. فیلم ضرباهنگ تندی دارد که با ژانر و داستان آن هماهنگ است، زیاده گویی نمی کند و سعی می کند اطلاعات مفید و لازم را به مخاطب ارائه دهد. تدوین فیلم معمولی است و بی آنکه نکته خاص و قابل ذکری داشته باشد وظیفه خود را شرافتمندانه انجام داده است و باز هم لازم به تکرار است که طراحی صحنه و لباس «نهنگ عنبر» یکی از برگ های برنده آن است.
        «نهنگ عنبر» در مقایسه با بسیاری از کمدی های این روزها فیلمی قابل احترام است که نه سخیف است و نه مبتذل و تلاش می کند علیرغم کمدی بودنش، حرف های دیگری نیز برای گفتن داشته باشد .

        عطاران؛ مردی برای تمام فصول!

        منبع: بانی فیلم


        +1


        یاسمن خلیلی فرد, سامان مقدم, رضا عطاران, رویا مهناز افشار, هانیه توسلی, نادر سلیمانی

        ارسال این مطلب برای دوستان شما

        مطالب مرتبط

        نقل قول   |   نویسنده : مرواريد | 24 مرداد 1394 12:20 |

        ميهمان
        دم عطاران گرم. مرسى از مطلب خوبتون.

        ارسال نظر

        نام:*
        ایمیل:*
        متن نظر:
        پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
        کد را وارد کنید: *
        © Copyright 2013-2014 Fans Cloob . All Rights Reserved & Design by Taktaz Group