به شبکه اجتماعی کلوب هواداران خوش آمدید .

 » » نغمه های کودکانه

        مورد علاقه

        نغمه های کودکانه

        آثاری که همه با استقبال خوب و گاه شگفت انگیز مخاطبان رو به رو شده اند و در زمان خود رکورد شکن بوده اند. حال اگر بخواهیم روی شاخص ترین آثار آن دوران انگشت بگذاریم و به تحلیل علل موفقیت آنها خصوصا در گیشه بپردازیم، به ویژگی مشترکی بر می خوریم که در جذابیت شان نقش اساسی دارد؛ موسیقی و ترانه. در واقع موفق ترین فیلم های کودک و نوجوان دوران طلایی سپری شده، در ردیف فیلم های موزیکال قرار می گیرند. وقتی یک اثر نمایشی را در ژانر موزیکال می دانیم، دیگر نمی توانیم به سادگی از کنار نام آهنگساز بگذریم و نقش بسیار تاثیر گذار هنر موسیقی و ترانه را نادیده بگیریم. آهنگسازان بزرگی درتاریخ سینمای ایران برای فیلم ها موسیقی ساخته اند، اما انگشت شمارند آن هایی که با اثر خود در ذهن و یاد کودکان و نوجوانان خاطره ای عمیق و ماندگار باقی گذاشته اند. آن چنان که پس از گذشت سال ها و عبور از مرز سی سالگی، همچنان با شنیدن بخشی از یک تم یا ترانه، خاطرات روزگار کودکی و لحظه های شاد و شیرین تماشای یک فیلم زنده می شود. ما کودکان آن دوران و جوانان این زمانه، فراموش نکرده ایم چه شور و حالی همراه والدین مان در سینما برپا می کردیم وقتی کلاه قرمزی ساده دل با دنیایی آرزو در اتوبوس عازم تهران می خواند: « آقای راننده… یالا بزن تو دنده…بریم به شهر تهرون… می خوام برم تلوزیون…» و هنوز به یاد داریم لحظه ای را در فیلم دزد عروسک ها که گنجوی پخمه با ناله و سوز و گداز می خواند: « آهای… آهای… ننه… من گشنمه…» و ما دلمان به حال او می سوخت. به راستی آیا می توان فراموش کرد آن لحظه های دلنشینی را که محمد رضا علیقلی با تم ها و ملودی هایی به سادگی و پاکی روح کودکان، اما پر از خلاقیت و کاربرد هوشمندانه برای کودکی ما ساخته است.

        همسالان من (متولدین دهه شصت) حتما مشکل حفظ کردن اشعار کتاب فارسی دبستان را به یاد دارند که چقدر سخت بود. اما شعر «باز باران با ترانه/ با گهر های فراوان/ می خورد بربام خانه…» و شعر « صد دانه یاقوت دسته به دسته/ بانظم و ترتیب یک جا نشسته…» را آسان حفظ کردیم، چون شعر را با ملودی های گوش نواز و اجراهای دلنشین استاد ناصر چشم آذر در فیلم خواهران غریب با گوش جان شنیده بودیم. وقتی فیلم را همراه پدرم در سینما دیدم، در راه بازگشت به خانه شعرها را با ملودی زمزمه می کردم و حفظ شده بودم. ارزش و ماندگاری موسیقی چشم آذر را زمانی به درستی درک کردم که حدود بیست سال بعد در یک گزارش تلویزیونی به مناسبت روز مادر، گزارشگر از جوانی همسال من خواست تا همان لحظه جمله ای به مادرش بگوید و آن جوان با لبخند و شور و شوق رو به دوربین با صدایی رسا خواند: «مادر من… مادر من… تو یاری و یاور من…» آن لحظه ارزش و معنای هنرمند مردمی بودن را بهتر فهمیدم.

        آن دوران طلایی فقط مختص فیلم های سینمایی نیست. همان سال ها تلویزیون نیز با سریال های کارتون ژاپنی و کره ای و…، برای کودکان قصه هایی می گفت که بیشتر بر اساس رمان های مشهور جهان غرب ساخته شده بودند و بعضی ها شان مانند هاچ زنبور عسل، بینوایان، الیور توئیست، دختری به نام نل، حال و هوایی تلخ و غم انگیز داشتند و گاهی اشک مان را در می آوردند. اما جذاب ترین ویژگی آن ها موسیقی تیتراژ شان بود. هر چند ما هیچ گاه نتوانستیم آن قطعه های موسیقی را به طور کامل بشنویم. ترانه هایی به زبان های غریب شرقی که اغلب توسط خوانندگان زن اجرا می شد و همین دو نکته برای سانسور موسیقی کارتون های محبوبمان کافی بود. با این حال ارزش نوستالژیک آن موسیقی ها زمانی مشخص شد که یکی از بهترین گروه های موسیقی اینسترومنتال(سازی ) ایران به نام آرس نوا- Ars Nova Bigband – پس از سال ها فعالیت در عرصۀ موسیقی کلاسیک با اجرای رپرتواری تشکیل شده از موسیقی همان کارتون ها به اوج شهرت و محبوبیت رسید و توانست مخاطبان بسیاری را برای تجدید خاطرات کودکی به سالن های کنسرت بکشاند. در رقابت با این سریال ها، آثار عروسکی ایرانی نیز فانتزی شاد و شور انگیزی داشتند و به لطف ذوق و توانایی هنرمندان وطن، پا به پای کارتون های خارجی، برای کودکان لحظه های خاطره انگیز تدارک می دیدند و اولین بار به واسطۀ همین سریال ها، ساخت موسیقی و ترانۀ تیتراژ سریال های تلویزیونی پا گرفت وتماشای برنامه های کودکان را نسبت به دیگر برنامه ها لذت بخش تر کرد. مجموعه نمایشی «زیر گنبدکبود» معروف به قصه های آقای حکایتی با اجرای هنرمندانۀ بهرام شاه محمد لو و گروه بازیگران تئاتر کودک و آهنگ و ترانۀ شیرین تیتراژ اش، مجموعۀ عروسکی مدرسۀ موش ها با شخصیت های با نمک و دوست داشتنی که پایشان به پردۀ سینما نیز باز شد و ترانه ای که موش ها با هم می خواندند: «ک مثل کپل…/ دنیا شده پر زگل…» هنوز از یاد نرفته است. آن سال ها نمی دانستم این ترانه سرودۀ حجت الاسلام ابوالقاسم حسینی «ژرفا» است که همان سال ها یک طلبۀ جوان دارای طبع شعر و عضو شورای تصمیم گیری گروه کودک و نوجوان صدا و سیما بود. مجموعۀ دیگری به نام خانۀ مادر بزرگ پر از شخصیت های جذاب که در خانۀ پیرزنی گرد آمده بودند و… قطعۀ بسیار زیبایی که بهرام دهقانیار برای عنوان بندی آن ساخت و به نظر من و هم نسلانم، حتی کارشناسان موسیقی، ماندگار ترین اثر موسیقایی ژانر کودک و نوجوان است. ملودی پر احساسی با ترانۀ ساده که مادر بزرگ برایمان می خواند . همان مادر بزرگ مهربانی که آرزو داشتیم روزی مهمان خانه اش باشیم و همه با هم بخوانیم: « خونۀ مادر بزرگه هزارتا قصه داره… خونۀ مادر بزرگه شادی و غصه داره…» آیا این روز ها با ورود وای فای و تبلت و غیره به خانه ها هنوز خونۀ مادر بزرگه هزارتا قصه داره؟

        یاد اون روزها به خیر… چه روزگاری گذراندیم تا برسیم به امروز و درحسرت آن روز ها بگوییم دوران طلایی سینمای کودک ونوجوان گذشته است. خوب است بدانیم آن سال ها چه کسانی، چگونه با چه محدودیت هایی و چه شور وشوقی به عشق کودکان این سرزمین تلاش کردند تا لحظه های ما طلایی شود. شک ندارم که هیچ کدام شان سودای گرفتن جایزه از فستیوال های آن سر دنیا را در سر نمی پروراندند و تنها آرزویشان شنیدن صدای خنده و دیدن روی شاد کودکان پای برنامه های تلویزیون و و توی سالن های سینما بود.

        برای آن همه خاطره که در دنیای کودکی ما به یادگار گذاشته اید، ممنونیم.

        نغمه های کودکانه

        منبع: بانی فیلم


        +2


        ارسال این مطلب برای دوستان شما

        مطالب مرتبط

        ارسال نظر

        نام:*
        ایمیل:*
        متن نظر:
        پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
        کد را وارد کنید: *
        © Copyright 2013-2014 Fans Cloob . All Rights Reserved & Design by Taktaz Group