به شبکه اجتماعی کلوب هواداران خوش آمدید .

 » » همه مقصـریم!

        مورد علاقه

        همه مقصـریم!

        اگر تعریف هنر را مبتنی بر پایه های اصولی و حرفه ای قرار دهیم و از معنی اصطلاحی آن عبور کنیم بانوان هنرمند ما در عرصه سینما تعدد زیادی ندارند. در میان آنان می توان از رویا تیموریان به عنوان یکی از خوش سابقه ترین آنان به لحاظ هنری و حرفه ای نام برد. بانوی هنرمندی که در هر نقش و هر اثری یک اتفاق را رقم زده و تاثیر ملموس نقش خود را در آن اثر متبلور ساخته است و در جشنواره سی و چهارم به حق در زمره تقدیر شوندگان قرار گرفت. بانویی که در یک خانواده هنرمند با همسری هنرمند و فرزندانی رشد یافته در این فضای هنری، از الگوهای شایسته خانواده ایرانی هنرمند هستند.
        رویا تیموریان سرحال، پر انرژی و باانگیزه تر از هرزمان در کنار مقدار کمی گله مندی بی پروا نظرات کارشناسی اش را از سال ها تجربه در عرصه هنر حرفه ای بیان می کرد. گفت و گویی که قطعا مخاطب اصلی آن علاقه مندان به بازیگری و جوانان مشتاق به ورود به این عرصه هستند.

        اگر بخواهیم فقط بحثمان را به جشنواره محدود کنیم، نظر کلی شما درمورد جشنواره فیلم فجر و سیری که از ابتدا شروع شده و با فراز و نشیب‌های متعددی الان به دوره سی و چهارم رسیده، چیست و باید به چه مولفه‌هایی بعد از این سی و چهار می‌رسیدیم که هنوز نرسیدیم؟
        - نفس هر گونه گردهمایی جامعه فرهنگی بسیار کار بزرگ و خوبی است. به خاطر اینکه محملی برای تبادل‌نظر، افکار و دیدن کار همدیگر است. و تمام عزیزان و همکارانی که در عرض یکسال نتوانستیم ببینیم، می‌بینیم و خیلی گفت وگوها راجع به سینما می‌توانیم داشته باشیم. پس نفس این اتفاق به نظر من خیلی خوب است و من حقیقتا همیشه استقبال کرده‌ام ولی متاسفانه در بعضی سالها به دلایل مختلف که جزو مشکلات سینماست یک اتفاقات عدیده‌ای در جشنواره‌ها می‌افتد که تنها مختص ما نیست و همه جای دنیا اینطوری است. اما در همه جای دنیا در رده‌های تخصصی بالا اتفاق می‌افتد ولی مال ما خیلی اینگونه نیست آن اتفاق می‌افتد ولی در رده بسیار متوسط.
        کمی موضوع را بازتر می‌کنید؟
        - الان نه، می‌توانیم بعدا این کار را بکنیم. ببینید! مثلا من می‌توانم بگویم در بعضی از سالها فیلمهای متوسطی داشتیم که با تبلیغات به عنوان فیلمهای برجسته مطرح شدند. بعضی از فیلمها هم بودند که حقیقتا ارزشمند بودند و در میان فیلمهای جشنواره‌ها حیف شدند و دیده نشدند واین امکان برایشان وجود نداشت. با شرایط سخت که هر ساله بر سینمای ما بیشتر و بیشتر تحمیل می‌شود تصور می‌کنم که اگر ما یک دفتر جشنواره داشته باشیم و یک آئین‌نامه و اساسنامه‌ای که هر مدیر نازنینی که می‌آید و می‌رود و دبیری که وجود دارد بر اساس آن خط حرکت کند و یک دفتری که در سال برای برگزاری جشن فعالیت می‌کند، شاید سازمان بهتری داشته باشد.
        یعنی شما معتقدید که دبیرخانه باید دائمی باشد و در طول سال فعالیت کند؟
        - بله.
        بحث تغییر دبیر جشنواره هر سال یا هر دو سال یکبار به نظرتان چگونه است؟ مثلا اگر هر 10 سال یکبار تغییر کند، چطور؟
        - اگر یک قانونمندی وجود داشته باشد، آئین‌نامه و اساسنامه‌ای برای برگزاری جشن که یک ساختمان اصلی است و هر عزیزی که می‌آید به عنوان دبیر جشن هست از یک اصولی باید پیروی کند. ولی برحسب سلیقه‌اش می‌تواند پیشنهادها و تازگی‌های دیگری داشته باشد ولی اساسش همان است که یک اتاق فکر، یک تیم برای جشنواره هرساله فجرو ساختمان اصلی را تعریف کرده باشد. شاید اینطوری نظم و ترتیبش سبب شود تا یک خرده از سلیقه‌ها و اتفاق‌های مختلف جلوگیری شود. من همیشه به این فکر می‌کردم که شاید این اتفاق خوبی برای فجر باشد. در همه این سالها خیلی از فیلمها محروم شدند، فیلم‌های ارزشمندی داشتیم که به دلایل مختلف در سکوت خبری از آنها رد شدیم و خیلی حمایت نکردیم. پیش آمده و فکر می‌کنم در هر جشنواره‌ای معمولا پیش می‌آید.
        شما امسال فیلم ندارید؟
        - نه، متاسفانه.
        اگر بخواهید یک انتقاد منصفانه به جشنواره داشته باشید، چه چیز را مطرح می‌کنید؟
        - بگذارید برگزار شود الان نمی‌توانم یقه کسی را بگیریم!
        سوالم ناظر به این دوره نیست و مربوط به کلیت جشنواره در 33 سال است.
        - اگر حرف بزنم آنوقت برخوردم شخصی می‌شود. ترجیح می‌دهم نگویم چون من 4 بار کاندیدای فجر بودم و به دلایل مختلف موفق به دریافت سیمرغ نشدم. چند فیلم توقیفی دارم که در فجر کاندیدا شده و جایزه گرفته ولی الان چندین سال است که اکران نشده و من اصلا درکی از این اتفاقات ندارم.
         یعنی یک بهم ریختگی از سلایق افرادی که هیچ ربطی به سینما ندارند، وجود دارد ولی در امور سینما دخالت می‌کنند و این اجازه بهشان داده می‌شود که باعث محرومیت خیلی از فیلمها و کارهای هنرمندان می‌شود که دل‌آزردگی می‌آورد و انگیزه‌ها را کمتر می کند ولی من انگیزه‌ام بیشتر شد و قوی‌تر شدم!
        خدا را شکر که شما به همه اینها مثبت نگاه می‌کنید.
        - چاره ندارم، چکار کنم؟
        اگر از بحث جشنواره بخواهیم بگذریم چند سوال راجع به مدل بازیگری خودِ شما و کاری که می‌کنید دارم. قبل از آن می‌خواهم نظرتان را راجع به بعضی مدل‌هایی که الان باعث می‌شود ورود بازیگر به سینما از راه‌های مختلف انجام شود و خیلی از راه‌ها اصلا حرفه‌ای نیست مثلا پول می‌دهند و می‌آیند یا بعضا به خاطر قیافه یا الان مد شده که فلان آموزشگاه بازیگری یکسری هنرجو دارد و به خاطر اینکه اثبات کند آموزشگاه معتبری است خودش لابی می‌کند که فلانی فارغ التحصیل موسسه من است و او را در فلان فیلم بازی دهید درصورتی که هیچ استعدادی هم وجود ندارد! یک مقدار راجع به این مسائلی که الان برای سینما پیش آمده و به فیلمها ضربه می‌زند صحبت کنید. اختصاصا درمورد ورود بازیگر به سینما
        - من اول یک جمله می‌گویم و اگر لازم شد درموردش گفت و گو می‌کنیم؛ در مورد این امر همه ما مقصریم! همه‌مان مقصریم. من مثال می زنم: یک کارگردان که چند فیلم هم ساخته نقشی به من پیشنهاد می‌کند و سناریو را می‌خوانم و مشکلاتش را عنوان می‌کنم و با هم‌اندیشی مشکلات را حل می‌کنیم. بعد برای انتخاب بازیگرش یکباره سر از بازیگرانی درمی‌آورد که نامشان را بازیگرنما می‌گذارم، که سابقه‌ای هم از آنها سراغ ندارند و تنها وعده می دهند که با آنها کار می‌کنند تا این و آن بشود!
        من حرفم این است که سوال می‌کنم و می‌گویم شما به چه دلیلی این بازیگر را می‌آورید و زمان می‌گذارید و دیگران را عذاب می‌دهید که به او دوربین را نشان دهید تا بداند تصویرش کجا ثبت می‌شود! که بلد نیست چون جلوی دوربین راه رفتن، بازی کردن، حرف زدن و عکس‌العملش ضعیف است و اینها را ندارد. وقتی علت را می‌پرسیم با این پاسخ مواجه می‌شویم که ما مجبوریم و اینها با خودشان پول می‌آورند. من آن سناریو را به کارگردان تحویل دادم و گفتم که فیلم نساز. وقتی پول نداری مجبوری از تهیه‌کننده تاجر لیمو امانی بیاوری تا یک نفر که کلی هزینه کرده و به عشق بازیگری بیاید یا اسپانسر بیاورد یا پول دهد، مقصر شما هستید که می‌آورید. مقصر شمایید که آن فیلم قطعا فیلم بی‌ارزشی است. غیر از این است؟ حتی اگر مطلبش مهم باشد چون آدم‌های کارآمد درش نیستند، قطعا کار بی ارزشی خواهد بود. من تحویل می‌دهم و تشکر می‌کنم و کار نمی‌کنم! ایشان فیلم را می‌سازد، پول هم نمی‌آید، آن خانم یا آقا هم مطرح می‌شوند و حالا چک برگشتی دارند! خب چه لزومی دارد که بسازند؟ نسازید!
        ولی برخی همکاران شما هم هستند که این برخورد را ندارند، کار می‌کنند و بهشان رسمیت می‌دهند.
        - برای همین می‌گویم که ما تک‌تک‌مان مقصریم. ما مقصر هستیم که اجازه می‌دهیم آموزشگاه‌هایی که به صرف اینکه یک کسی دکترا یا فوق‌لیسانس رشته هنر است به هر دلیلی بتواند آموزشگاه تاسیس کند. درست است که مجوز ارشاد دارند و گاه واقعا بی‌دلیل بهشان داده شده چون بارها و بارها شده که مرا دعوت کردند که بروم  درس بدهم ولی مدیر آموزشگاه را نمی‌شناسم! از این بچه‌ها پول‌های هنگفت گرفته شده و دروغ‌هایی تحویل‌شان می‌دهند که خانم x و آقای y برای تدریس می‌آیند. ما را بدنام می‌کنند. چرا جلوی اینها گرفته نمی‌شود؟ چرا به هر کسی مجوز دانشگاه می‌دهند و چرا هر کسی باید برود دانشگاه درس بدهد؟ با چه صلاحیتی؟ با تمام احترامی که برای همکاران و اساتید قائلم، آنها صاحب چه تجربیاتی هستند؟ یک بازیگر ستاره و خوب دلیل بر مربی و معلم خوب بودنش نیست. یک مربی و معلم خوب بازیگری هم دلیل بر این نیست که بازیگر خوبی باشد. اینها هیچکدام معیار نیستند.
        من واقعا درمورد بازیگران امروز نمی‌توانم زیاد صحبت کنم چون که عده‌ای از بچه‌ها را داریم که با زحمت فراوان وارد این حرفه شدند، زحمت کشیدند، درسش را خواندند، کار کردند، تجربه دارند و موفق‌اند و بعد از این نسلی که گذشته ، این نسل جدید که وارد می‌شود هیچ اتفاقی در خود ندارد. شما هرچه به عقب برمی‌گردید، بازی‌ها درست‌تر و عمیق‌ترند. کارها جدی‌ترند، ما دغدغه کارمان را داشتیم. الان اصلا اینطوری نیست، هرکس می‌تواند بیاید حتی با یک فیلم خانوادگی کوتاه، با یک اثر کوچولو اجازه کارگردانی بگیرد! بارها امسال به من سناریوهایی پیشنهاد شد که کارگردانانش را نمی‌شناسم و مدعی کارگردان اولی هستند و مدعی ساخت مستند برای تلویزیون و سریال هستند اما وقتی نمونه کار از آنها می‌خواهم و متذکر می‌شوم که سناریوشان چنگی به دل نمی‌زند و کلی کار دارد، فیلمی فرستاده نمی‌شود و در آخر از من دعوت می‌کنند تا از نظریات من استفاده کنند! می‌گویم مگر شما در بخش حرفه‌ای قدم برنمی‌دارید و مگر اینجا آموزشگاه است؟ شما تازه می خواهید در سینما دوره آموزشی بگذرانید؟ سینما یک جای حرفه‌ای است و شما باید آموزش‌هایتان را دیده باشید. مثل همان اتفاقی که یک دوره زیاد در تلویزیون اتفاق افتاد. شما آدم‌هایی را نمی‌شناختید و با در اختیار گذاشتن سرمایه تازه در تلویزیون دوره آموزشی می‌گذرانند. همه اینها به هم وابسته است.
        یعنی یک بخش از کار هم به مدیران برمی‌گردد که آنها هم اجازه می‌دهند این اتفاقات بیفتد.
        - عدم نظارت، عدم ارزشیابی. هیچ چیز سر جای خودش نیست و هرکسی هر کار دوست دارد می‌کند، یعنی هیچ برنامه‌ریزی برای سینما وجود ندارد. برنامه‌ریزی طولانی‌مدت سینمای ما چیست؟ کوتاه‌مدت و میان‌مدت‌مان چیست؟ من یک زمان که رئیس انجمن بازیگران بودم این پیشنهاد را کردم که خودِ انجمن یک فراخوان محدود بدهد و چند دختر و پسر را بیاوریم و در همان سالن خانه سینما آموزش دهیم- آن زمان مرحوم سمندریان، آقایان انتظامی و پسیانی  هم بودند- برنامه‌ریزی کنیم و بعد از دو سال ما چند نیروی جوان را به سینمای خودمان معرفی کنیم. همه ایده‌ها و فکرها خوب پیش رفت اما بودجه‌ای برای انجام این حرکت وجود نداشت.
        یعنی فکر می کنید مکانیزم ورود بازیگر این مدلی است که شما پیشنهاد می‌دهید و خیلی بهتر است؟
        - قطعا همینطور است. من چند بار این را گفته‌ام و متاسفم که این را می‌گویم؛ این هم تراژدی- کمدی قصه است. ما در بازیگری به جایی رسیدیم و آنقدر در باز بوده  که هر کسی به هر دلیلی آمده و چند کار متوسط و معمولی، ساده و سطح پایین انجام داده و خودش را حرفه‌ای می‌داند اما هیچ سابقه‌ای از این کار ندارد. این کار زحمت دارد و باید یاد بگیرید. مثل اینکه من دوست داشته باشم الان جراح چشم شوم و در بیمارستان بنشینم و بخواهم چشم بیماری را عمل کنم! آیا شدنی است؟ بازیگری هم خارج از نیست. یک علم، یک عشق و یک هنر است. یک علمی است که مثل پزشکی دائم درحال تغییر است. از جوانانی که مایل هستند می‌خواهم بپرسم چه شده که از 75 میلیون ایرانی که اگر 40 میلیون واجد شرایط باشند، 20 تا 25 میلیون می‌خواهند بازیگر شوند! برای اینکه راه را ساده کردیم و هرکسی می‌تواند داخل شود. راننده آژانسی که مرا می‌برد و خداوند بهره‌ای از وجنات به او نداده به خودش اجازه می‌دهد که بگوید آقای x و y حق مرا در سینما خورده‌اند! بعد من هم گریه‌ام می‌گیرد و هم می‌خندم. اینقدر فاجعه است. فاجعه بزرگتر از آنی است که راجع به آن حرف می‌زنیم. این متاسفانه دارد نهادینه می‌شود. یک نفر را بیاورند که بلد نیست و همه کمک کنند که او بازیگر شود!
        بدبختی اینجاست که باز هم بازیگر نمی‌شود.
        - آفرین. دو، سه تا  کار می‌کنند و بعد هم می‌گویند ما حرفه‌ای هستیم. عکس میگیرند و یکباره قهرمان می‌شوند. مشکل سینمای ما این بوده که مثلا به چهار تا دختر جوان پیشنهاداتی شده است که بروند به شبکه های خارجی! شما از اول عوضی وارد شده بودید. متوجه منظورم می‌شوید؟
        درواقع کسی که هنرمند واقعی است و برای هنر خودش ارزش قائل است هیچوقت با این پیشنهادات آن طرف نمی‌رود.
        - قطعا! یعنی تو باید انقدر قدرت خودت را بالا ببری و صبر کنی. جوان الان سال اول دانشگاهش که تمام می‌شود سال دوم انتظار دارد بهترین فیلم سینمایی مملکت را بازی کند. چرا؟ چقدر فیلم دیدی و کتاب خوانده‌ای و چقدر یاد گرفته‌ای؟ به نظرم این یک چرخه ناقص است. یک چرخه ناقص سالیان سال است تکرار می‌شود و همه‌مان هم داریم غر می‌زنیم. پس مسئول کیست؟
        خیلی از همکاران شما در این آموزشگاه‌ها هم مقصرند. هم مجوز آموزشگاه زیاد هست و هم مکانیسمی وجود ندارد.
        - به اندازه کافی مربی داریم، استاد دانشگاه داریم و فقط خودم می‌توانم انگشت‌شمار آموزشگاه‌هایی که می‌دانم قطعا هنرجویان مناسب‌تری را تحویل می‌دهد به خیلی‌ها معرفی کنم. من سه، چهار آموزشگاه را بیشتر معتبر نمی‌دانم .جوانان عاشق بازیگری اکثرا فکر می‌کنند خوشگل‌ترین و بهترین‌اند و می‌خواهند بیایند.
        این فاکتور چهره و زیبایی ظاهری در دیده شدن و جلوی دوربین بودن بی‌تاثیر نیست ولی واقعا چقدر در بازیگر بودن یک نفر موثر است؟ یعنی اولویت چندم است؟ قطعا که اولویت اول نیست ؟
        - خیلی بد است من این را بگویم ولی مجبورم بگویم. ما انقدر روی چهره فوکوس کردیم که تازه به دهه 60 هالیوود رسیدیم. دهه 60 تازه کم‌کم مسئله چهره از بین رفت و براساس قدرت بازیگری، سیستم بازیگری سینما تغییر کرد. ما هنوز به آنجا هم نرسیدیم. بله، زیبایی باید باشد ولی از دید من زیبایی ظاهر آنقدر باید باشد که تماشاچی تحمل دیدن شما را داشته باشد. اما زیبایی واقعی یک بازیگر به مفهوم اخص، بروز آن نقش و کارآکتری است که بازی می‌کند. آیا همه بازیگران دنیا و بازیگران داخلی خودمان از زیبایی بهره دارند؟ و معیار زیبایی‌مان چیست؟ دماغ عمل کردن، لب پروتز!؟
        واقعا جراحی بینی در بین بازیگران باعث مصنوعی شدن چهره می‌شود و هنرپیشه را از نقش دور می‌کند.
        - کارگردانان از این چهره‌ها در نقش‌های تاریخی استفاده می‌کنند! در نقش دختر روستایی! در نقش دختر فقیر! و من چرا باید باور کنم؟ اگر این اتفاق برای سینما می‌افتد تماشاچی احساس نمی‌کند که به او احترام گذاشته شده. تماشاچی تکنیک نمی‌داند ولی معمولا درست انتخاب می‌کند. غریزه اش به او دروغ نمی‌گوید. این داستانی است که سالهاست درموردش حرف می‌زنیم ولی هر سال بدتر می‌شود. همینطور بدتر می‌شود. اصلا مقوله‌ای به اسم بازیگری دیگر کنار می‌رود. چون همه بازیگرند. به این شکل همه بازیگرند.
        می‌توانیم بگوییم کسانی که از تئاتر شروع می‌کنند و واقعا با استعداد جلو می‌آیند، همیشه موفق‌ترند؟
        - همه جای دنیا، بزرگترین بازیگران و ستاره‌های جهان هم از تئاتر آمده‌اند .تئاتر قطعا دارای یک فرهنگ و امکاناتی است که شما را مجبور به مطالعه زیاد و دیدن می‌کند و با بخش‌های زیادی از مقوله بازیگری و کارگردانی و بخش‌های دیگر آشنا می‌شوید. اما در شرایط فعلی تئاتر آنهم در فقر اقتصادی و ورود هر کسی این آسیب را می‌بیند. مثال می‌زنم؛ مثلا ما سالیان سال است که می‌گوییم سالن‌ها را مشخص کنید. به دلیل اینکه بعد از انقلاب ساخت سالن تئاتر نداشتیم و آنهایی که داریم فرهنگسرا هستند که چندمنظوره‌اند و استاندارد تئاتر نیستند. سالن‌های تئاترمان کم هستند و برای همین تقسیم بندی مشکل است. یک دانشجوی تئاتر باید در آمفی‌تئاتر خودش اجرایش را روی صحنه ببرد. یک نیمه‌آماتور و نیمه‌حرفه‌ای باید سالنی مثل مولوی را در اختیار داشته باشد! این تقسیم‌بندی باید وجود داشته باشد که یک دانشجو یا یک نیمه‌حرفه‌ای نمی‌تواند به سالن اصلی تئاتر شهر و تالار وحدت برود.
        الان این اتفاق می‌افتد؟
        - افتاده، دوغ و دوشاب سالیان سال است که قاطی است و همه هم مدعی‌اند. چرا باید مدعی باشیم؟ با مدیران تئاتر که صحبت می‌کنیم متوجه می‌شویم که 300، 400 تقاضای تئاتر برای یک سالن وجود دارد. چطور ممکن است؟ همه هم مدعی‌اند.
        وقتی جوان یک بار در تئاتر اصلی اجرا کند دیگر فکر می‌کند که خبری هست.
        - خب الان دقیقا این اتفاق افتاده. زن و مرد درهم ریخته‌اند و قاطی است. حالا این یکی آمده که فامیل آن دیگری از شهرستان بوده و پستی گرفته که اجازه دارد فلان جا اجرا کند. اما هیچکس نیست که بگوید این دانشجوست و باید در آمفی‌تئاتر خودش در مولوی و فرهنگسراها باشد. سالن‌های اصلی مثل سالن اصلی تئاتر شهر، ایرانشهروتختی حرفه‌ای‌اند.
        ما الان خودمان دو سال است که به دنبال سالن هستیم که باورکردنی نیست. از آنجا که روسای سالن‌ها عوض می‌شوند، سالن ما گرفته می‌شود و به دیگری داده می‌شود. اما علت را که جویا می‌شویم پاسخی نمی‌دهند و پیشنهاد جای دیگری می‌شود که بعضا دواجرائه است. اصلا دو اجرا چه معنی دارد؟ یک چیزهایی از خودشان درآوردند که در هیچ جای دنیا نمی‌توانیم پیدا کنیم. دو اجرائه یعنی چه؟ حتی سه یا چهار تا اجرا هم وجود دارد. بعد دانشجو، حرفه‌ای و نیمه‌حرفه‌ای و شهرستان و همه چیز قاطی همدیگر است. برای اینکه برنامه‌ریزی طولانی‌مدت و میان‌مدتی برای بخش فرهنگی وجود ندارد. هر رئیسی می‌آید، سلیقه خودش را دارد و رئیس قبلی را قبول ندارد.
        به نظر می‌رسد برخی از بازیگران که با پول وارد سینما می‌شوند بعد از مدتی که تله‌فیلم یا فیلمی بازی می کنند، رو به تئاتر آورده یعنی از آن طرف برمی‌گردند و به این سمت می‌آیند که بگویند خاک صحنه خورده‌اند و دنبال کسب اعتبار هستند. درواقع از تئاتر سوءاستفاده هم می‌شود.
        - نه، مثلا بعضی از این دوستان هستند که وارد کار تصویر می‌شوند و استعدادکی از خود نشان داده و برخی باهوشند و دنبال آموزش صحیح بازیگری می‌روند که خیلی خوب است و هیچ اشکالی هم ندارد. حتما تحسین و تشویق می‌کنم ولی یکی که با دو تا عکس پرتره و یک فیلم و تبلیغاتی که به عنوان بازیگر حرفه‌ای خودش را مطرح می‌کند و خودشان را هم بهترین می‌دانند که اینها استثنا هستند طبیعتا لطمه بزرگی به جامعه سینمایی می‌زنند و زده است. به نظرم ما به آن سقوط رسیده‌ایم.
        از این بحث که بگذریم؛ تفاوت بازی کردن در سینما با تلویزیون و تفاوت این دو با بازیگری در تئاتر از منظر شما چیست؟
        یک موقعی راجع به تفاوتها یک تقسیم‌بندی داشتیم ولی الان با داشتن تلویزیون‌های بزرگ، سالن‌های کوچک تئاتر، ویژگی‌های بازی‌های مینیمال در تئاتر اتفاقات بازیگری که می‌افتد خیلی به همدیگر دور نیستند. یعنی وقتی در تلویزیون که قطعه بزرگی است و حتی بعضی جاها تلویزیون‌های خیلی بزرگ می‌بینیم .یعنی باید مثل پرده سینما به آن نگاه کنیم. در سالن کوچک تئاتر هم اندازه بازی با سالن بزرگ متفاوت است. شیوه‌ای که آن نمایش را می‌خواهید بازی کنید در اندازه کوچک که به آن مینیمال گفته می‌شود به هر شکلی با شیوه دیگری از بازیگری که بیرونی‌تر است و درونی‌تر نیست، همه اینها با همدیگر متفاوت است. یعنی واقعا دیگر تقسیم بندی خیلی مشخصی نمی‌توان کرد. بازیگری، بازیگری است. چه در سینما یا در تئاتر یا تلویزیون.
        به علت افت مخاطبی که درسال‌های اخیر در سینما نسبت به دهه‌های 60 و 70 شاهد هستیم، می‌گویند کیفیت سینما و فیلم‌ها پایین امده که به بخشی از آن اشاره کردید. این قضیه را از منظر پیشنهاداتی که به شما می‌شود، بررسی کنید که اگر قبلا 10 پیشنهاد خوب بود آیا درسال‌های اخیر کمتر است؟ یا در این پشنهادات ضعف و افت کیفیت سینما برایتان مشهود هست یا نه؟
        - من خیلی نمی‌خواهم به جریان سینما منفی نگاه کنم. چون طبیعتا هنرمندان ما و این سینما و تاثیر برگرفته از جامعه خودش است. جامعه ما سالیان سال است که دچار یک رکود است. طبیعی است که رکود اقتصادی روی روابط آدم‌ها تاثیر می‌گذارد؛ روی احساسات و روابط خانوادگی و همه اینها. طبیعی است که ما هم که به عنوان جامعه هنری هستیم از این اجتماع می‌آییم و روی ما تاثیر گذاشته است.
        اغلب سناریوهایی که برایم می‌آید خیلی جذاب نیستند ولی بعضی را می‌توان با گفتگو و پیشنهاد به یک اجمالی رسید. همانطور که هرچقدر به گذشته برمی‌گردیم، کارها شکیل‌تر، عمیق‌تر و زیبایی‌شناسانه‌تر بودند، امروزه کمتر هستند. البته راجع به استثناها حرف نمی‌زنم و بزرگانی در سینما داریم که افتخارات جهانی ما هستند. آنها استثنا هستند و من راجع به استثنا حرف نمی‌زنم و راجع به قاعده می‌گویم. یک قاعده‌ای که بسیاری از جوانانی که با زحمت وارد سینما شدند دارند،این است که برای خودشان یک راه و روش جدید آوردند اما شرایط حاکم بر آنها جوری می‌شود که مجبور به کارهای سخت‌تر می‌شوند که به نظرم اصلا اتفاق خوبی نیست.
        یا جوانانی که با کارهای اول یا دوم مطرح می‌شوند ولی کارهای بعدی که نشات‌گرفته از همین شرایط اجتماعی و حاکم بر جامعه فرهنگی هم هست، دچار یکسری تجربیات می‌شوند که خیلی جذاب نیستند و انتظارات ما را برآورده نمی‌کنند. همچنان معتقدم که ما در سال‌های آینده قطعا باید آقای کیارستمی‌ها، فرهادی‌ها و بزرگانی اینچنین را داشته باشیم.
        به نظرتان می‌توانیم داشته باشیم؟
        - قطعا این اتفاق می‌افتد. هنوز من می‌بینم در بعضی از جوانان‌مان که این حساسیت‌ها را هنوز دارند و به دنبال کار خوب و ایده‌های جوان‌اند و دارند زحمت می‌کشند. ما باید این دوره را بگذرانیم و این اتفاق خوب می افتد و باید امیدوار باشیم و غیر از این چاره‌ای نداریم.
        چقدر با جوان‌ها و کارگردان‌های فیلم‌های اول و کسانی که به شما پیشنهاد می‌دهند، تعامل دارید و معمولا دوست دارید که کار کنید یا خیلی سختگیرانه عمل می‌کنید؟
        - من این کار را کرده‌ام و با بعضی از فیلم اولی‌ها و فیلم دومی‌ها و جوانان در مورد سناریوهایشان گفتگو کردم،  کار هم کرده‌ام و معتقدم که به هر حال آینده سینمای مملکت و فرهنگ مملکت دست همین جوان‌هاست. این یکی از وظایف من است که کمک کنم و پیشنهاد دهم تا اینکه شاید در بهترساختن فیلمهای بعدی‌شان تاثیرگذار باشم.
        خیلی از همکاران شما که بازیگران خیلی خوبی هم هستند سعی کردند که تجربه کارگردانی هم داشته باشند. شما چقدر علاقه داشتید یا اصلا علاقه دارید؟
        - علاقه‌مند هستم و گاهی هم تا یک جاهایی پیش رفتم ولی فکر کردم که هنوز به تجربه بیشتری نیاز دارم. شاید این اخلاق بدی باشد اما یک خرده کمال‌گرا هستم یا کاری را نباید انجام دم یا وقتی انجام می‌دهم، باید بهترین باشد.
        یعنی منتظرید که کاملا آن شرایطی که مدنظرتان هست، بوجود بیاید؟
        - شاید، چون برای من تعداد بازی، تعداد کارگردانی و تعداد بودن‌ها مهم نیست. اینکه چگونه هستیم و می‌مانیم مهم است. تعداد برایم اصلا ملاک نیست.
        یعنی کیفیت کار اگر به قدر مطلوبی برسد قطعا کارگردانی هم خواهید کرد؟
        - شاید.
        به عنوان کسی که بزرگداشت شما در جشنواره سی‌وچهارم برگزار می‌شود اگر بخواهید صحبتی با علاقه‌مندان بازیگری و کسانی که دوست دارند وارد این حرفه شوند و درحال تلاش هستند، چه خواهید گفت؟
        - شاید صحبتم تکراری باشد اما همه‌شان فکر می‌کنند بازیگران خوبی‌اند و استعدادهای خوبی دارند. کمی واقع‌بین باشند و این را به دست متخصصین بسپارند.  خودشان نظر ندهند. حتما باید کلاس‌هایی را بگذرانند. حتما دانشگاه را پیشنهاد میکنم چراکه بانک اطلاعاتی زیاد است و شما در ارتباط با بسیاری از هنرها قرار می‌گیرید و جهان دیگری را برایتان باز می‌کند پس دست خالی وارد این حرفه نشوید. چون یا نمی‌شود یا اگر بشود، از تولید به مصرفید! می‌آیید و خیلی زود هم می‌روید و اتفاق خاصی برایتان نمی‌افتد. البته این نصیحت نیست چون خودم هیچوقت نصیحت را دوست نداشتم اما پیشنهاد می‌دهم... این حرفه بسیار سخت است و هرکس گفته که سهل است و می‌توانید با چندرغازی وارد شوید مطمئن باشید خائن به فرهنگ این مملکت است.
        ما چند درصد می‌توانیم به استعداد در بازیگری نقش دهیم و چند درصد به تحصیلات آکادمیک؟
        - اینها همه یک مجموعه و از نظر من یک پکیج است. پتانسیل شما برای بازیگری و ظاهر شما مهم است. البته من از زیبایی ظاهری حرف نمی‌زنم چون معیار زیبایی‌شناسانه من متفاوت است. وقتی یک نفر نقشش را با تمام وجوهاتش زیبا اجرا می‌کند، برای من زیباترین است. بخشی از کار بازیگری مربوط به خودمان است. یعنی حتی با رفتن به دانشگاه و آموزشگاه فقط به شما خواهند گفت که چه بخوانید و چه ببینید. بقیه با خودتان است و یکسری تمرینات دسته‌جمعی است ولی یک بخشی‌هایی هم مال خودتان است. من خودم را تربیت می‌کنم تا ببینم، بشناسم، فیلم خوب ببینم و از تئاتر خوب لذت ببرم، نقد بخوانم، رمان بخوانم، نمایشنامه بخوانم. طبیعی است که همه اینها تاثیرگذار است.
        در روابط بیرونی، نگاه‌های جدی‌تر باید داشته باشم و مردمم را خوب ببینم. در جریان امور باشم و نقاشی ببینم و خیلی چیزهای دیگر و درواقع یک مجموعه است. فقط این نیست که من استعداد دارم و خوشگلم، پس بازیگرم. یک مجموعه است و باید رنگ و نقاشی بدانید.
        خیلی وقت‌ها حتی همکاران ما دنبال معماری می‌روند تا معماری بدانند. یعنی هنری است که مجموعه هنرها را در خود دارد. بازیگری مادر سینماست. برای اینکه همه چیز را باید بخوانید و روانشناسی رنگ و شخصیت بدانید و یک جهان بزرگی است که انتها ندارد. من هنوز که هنوز است که باید یاد بگیرم. مثل پزشکان که باید مرتب به روز باشند ما هم باید به روز باشیم. ما باید نویسندگان جدید را بشناسیم. این همه اتفاقات بازیگری در دنیا می‌افتد و من باید نمونه‌هایش را ببینم و بپرسم که چگونه می‌توان بدان رسید. دانشگاه به همین منظور است که بیایید و بپرسید، راهنمایی بخواهید. از توی دانشگاه صرفا کسی بازیگر بیرون نمی‌آید.
        یعنی دانشگاه شرط لازم است اما کافی نیست.
        - بله، برای اینکه کانال است و در آنجا می‌توانید بخوانید، بپرسید و ببینید و راهنمایی‌تان می‌کنند که چه بکنید. بخش عظیمی از کار با خودتان است.
        نظرتان راجع به آقای رایگان و بازی ایشان و نوع تعاملتان را می توانم بدانم؟
        - اگر بگویم می گویند شوهرش است و تعریف می‌کند. یک جمله می‌گویم؛ زمانی که ایشان «خیلی دور، خیلی نزدیک» را بازی کرد در خانه سینما مرحوم سمندریان جزو هم اساتید و هم داوران بودند و آن سال خوشبختانه من داور نبودم و «رایگان» هم نبود و ما اصلا ایران نبودیم. آقای سمندریان بعد از اینکه فیلم را دیدند، بیرون آمدند و به گفته دوستانی که جزو داوران بودند، مدتی سکوت کردند. دوستان و همکاران از ایشان پرسیدند که نظرتان چه بود؟ پاسخ داده‌اند که من تا بحال چنین بازی در ایران ندیده بودم. یک بازی کاملا اروپایی بود و خیلی خیلی دوست داشتم. اما این بازیگری که شیوه اروپایی را بلد است به شدت هم بلد است ایرانی بازی کند.
        ظاهرا افغانی هم بلد است!
        - آفرین، بروجردی در «گوشواره»، پدر الکلی در «خون‌بازی»، به نظر من همه کاراکترها در دست رایگان است و معمولا خیلی راجع به آن حرف نمی‌زند. ولی وقتی حتی متن مشترکی را می‌خواهد بخواند یکباره می‌بینیم که این متن همان شخصیت است و من به آن فکر نکرده بودم ولی رایگان پیدایش کرده است.
        چقدر یک نفرتان برای کاری می‌تواند تاثیر داشته باشد که دیگری هم برای همان کار انتخاب شود؟
        - بله، ما یک مدت این اتفاق برایمان می‌افتاد اما چون این شبهه پیش نیاید که اگر ایشان بازی می‌کند من هم باید باشم و بالعکس با هم قرار گذاشتیم در کارهای همدیگر بازی نکنیم. مثلا می‌گفتم اگر خیلی از این سناریو خوشت آمده، شما انتخاب کن و بعد با هم گفتگو می‌کردیم. اتفاقا تجربه خوبی بود و یک مدت با هم بازی کردیم و یک مدت جدا بازی کردیم. حالا اگر برایمان سناریویی باشد که کل تیم و شخصیت‌ها برایمان جذاب باشد، قطعا با همدیگر کار می‌کنیم.
        در مورد فرزندانتان چطور؟
        - دختر بزرگم درنا، مستندساز ، دستیار و برنامه‌ریز است. دختر کوچکم دنیا هم طراح صحنه و لباس است و تئاتر را با شاگردی خانم قلمفرسایی شروع کرد و الان طراح لباس است .
        چرا بازیگر نشدند؟
        - والله من خیلی به این سمت هول‌اشان ندادم. بیشتر خودشان بودند. حتی یکی شان رفته تست هم داده ولی بعد پشیمان شده.
        خیلی متشکر خانم تیموریان. بعد از جشنواره از شما دعوت می‌کنیم که در دفتر روزنامه بحث مفصلی داشته باشیم.
        - اصلا نخواستم مصاحبه‌ام تلخ و تند باشد و جوان‌ها را ناامید کند یا به سینما حمله کنم بلکه سعی کردم واقع‌بینانه باشد.

        همه مقصـریم!

        منبع: بانی فیلم


        -5


        رویا تیموریان

        ارسال این مطلب برای دوستان شما

        مطالب مرتبط

        ارسال نظر

        نام:*
        ایمیل:*
        متن نظر:
        پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
        کد را وارد کنید: *
        © Copyright 2013-2014 Fans Cloob . All Rights Reserved & Design by Taktaz Group