به شبکه اجتماعی کلوب هواداران خوش آمدید .

 » » در سود و زیان معنوی یک فیلم خودم را شریک می دانم

        مورد علاقه

        در سود و زیان معنوی یک فیلم خودم را شریک می دانم

        فرهاد اصلانی در نگاه اول یک بازیگر خیلی خوب است.اما این گفت و گو سعی دارد نسبت به فرهاد اصلانی نگاه های دوم و سوم وبیشتر ایجاد کند.اگررخشان بني اعتماد در مورد اصلانی گفته که او قبل از اینکه یک بازیگر باشد یک جامعه شناس خوب است،و اگر فریدون جیرانی می گوید اصلانی ، خسرو (شکیبایی) دوم است و اگرامین تارخ اصلانی را یک سوپر استار واقعی می داند، نگارنده این گفته ها را پس از این گفت و گو لمس کرده است. گفت و گویی که بسیار دوستانه و ساده آغاز شد و در میانه از سختی تحلیل و واکاوی مسائل عبور کرد و کمی هم تخصصی شد. اما من فرهاد اصلانی را هنرمندی عاشق دیدم که مردمش را بسیار دوست دارد و راز موفقیتش همین است. در بخش نخست گفت و گو، به تحلیل مولفه های بازیگری با نگاه جامعه شناسانه و از نگاه اصلانی پرداخته شد و در قسمت پایانی ضمن تکمیل مبحث بازیگری به طور خاص به برخی نقش های وی در آثار گوناگون هم نگاهی داشته ایم.

         

        البته ما نمی خواهیم به کلمه مولف بصورت کلیشه ای نگاه کنیم. بنظر من اگر کلمه مولف کلیشه شده و شعارگونه است دلیلش این است که هیچوقت آدم درستی آن را تعریف نکرده.الان دراین سه مدل بازیگري كه شما گفتيد بنظرم شما همان سومی هستید.یعنی مثلا در نقش ابن زیاد مختارنامه شما طوری نقش را پیاده کردید که قابل تصور در بازیگر دیگری نیست در حالیکه قبلا هم این نقش بازی شده بود.پس شما یک بازیگر مولف هستید و می توانیم تعریف این واژه را از شما بپرسیم. حالا بهتر است بدانیم بازیگر مولف در تعامل با كارگردان چه تفاوتي دارد با بازيگر غير مولف و بازيگرسطحي؟ آيا كارگردان يك بازيگر مولف كه در كارش حرفه اي است را رها تر مي كند يا بيشتربا او صحبت مي كند ؟ اگر يك بازيگر غير حرفه اي هر چه كه كارگردان گفت اجرا مي كند آيا بازيگر حرفه اي هم همين كار را مي كند؟
        - البته من هنوز هم دوست ندارم از این کلمه استفاده کنم.اما به نظرم سينما يك كار تيمی است واگر کل تيم با تفاهم و با اعتماد باهم کارکنند و در واقع با هم دوستي كنند وبجای اینکه فقط به دنبال سهم خودشان باشند سعي كنند به نتيجه ي مطلوبی برسند نهايتا اتفاق خوبي مي افتد.یعنی کاستی های یکدیگر را کامل کنند و خيلی دنبال نفع شخصی نباشند. اینگونه اتفاقات بهتري خواهدافتاد.
        در سالهاي اخيركه دارم كار مي كنم می بینم که اين روحيه تيمي خيلي بیشترشده و از این بابت خدا را شکر می کنم. اين نسل جديدي كه وارد سینما شده اند خيلي رفتار ديكتاتورانه ندارند ونمی گویند که حرف حرف خودمان است. مي فهمند كه کار را بايد در تعامل بدست بياورند و فكر مي كنم در دنياي حرفه اي هم بايد همین گونه باشد.لذا من هم خيلي علاقه ای ندارم که دنبال سهم خودم باشم چون این سهم خواهی مشكلي را ازمن حل نمي كند. من دلم مي خواهد يك كاري را به بهترين شكلش انجام بدهم ولي اين كه سهم من در كاري چقدر است اين خيلي برايم جذابیت ندارد.
        وقتي شما به عنوان يك بازيگر سابقه دار با يك كارگردان جوان كار مي كنيد چقدر به او اجازه مي دهيد به عنوان كارگرادان اعمال نظر كند و نقش شمارا طبق میل خودش بچرخاند؟
        - ببینید فکر می کنم همه کسانی که با من کار کرده اند می دانند که من آدم دستوري نيستم. بايد يك نقش را بفهمم و مجاب بشوم .جاي خودم را هم مي دانم كجاست و اینکه چه ميزان قدرت مانور دارم. به قول آقاي ظريف هيچ وقت سر يه ايروني داد نزن..! (خنده) و فكر مي كنم همه ما همين طور هستیم.
        ما وقتي به هم پيشنهاد مي دهيم بهتر باهم کارمي كنيم تااينكه بخواهيم با غرور و جبر با هم برخورد كنيم.این احترام متقابل است که كار را پيش مي برد.
        ما ایرانیان به اندازه کافی رنج کشیده ایم و به قول معروف می گویند اگر مي خواهي مرا بكشي هم با احترام بكش...احترام خصوصیت مردم ماست.لذا فکر می کنم این احترام است که می تواند همه کار ها را پیش ببرد. و در سینما هم اگراحترام باشد همه چیز بهتر اتفاق می افتد و در حیطه رفتاری اگر از این روش استفاده شود قطعا نتیجه بخش تر خواهد بود.البته روش های زیادی برای تعامل وجود دارد ولی من فکر می کنم ما راهی جز کار همراه با تفاهم نداریم. درغير اين صورت ديگر قلبت در کار همراه تو نيست.کارت را با اجبار انجام می دهی و تبديل مي شوي به كسي كه به خاطر رضايت ديگران كار می کند.
        یعنی برای شما تازه کاری یا کهنه کاری کارگردان مهم نیست. فقط فیلمنامه مهم است و تعامل خوب با فیلمساز..
        - بله. من به كساني كه سن بيشتر و قطعا تجربه ي بيشتري دارند احترام می گذارم ولي آن كسي كه سن و تجربه كمتري از من دارد در عوض نشاط بيشتر و قدرت ريسك پذيري بالاتری دارد.ممکن است اشتباهاتی داشته باشد ولي از هيجان و شوريدگي او لذت می برم.خب كسي كه با تجربه تراست محافظه كار ترهم است.ولی هيچ كدام ازاين ها را به دیگری ترجیح نمی دهم.
        ببین همه ما در دوران جوانی یک مدل جنگی با جهان داریم و می خواهیم آنطور که می خواهیم تعریفش کنیم اما در میانسالی در تعامل بهتری با جهان هستیم و پذیرش را می آموزیم . پدیده هایی مثل غم و رنج را درک می کنیم. اما در جوانی ممکن است با همه اینها مشکل داشته باشیم.و ممکن است این عدم تحمل مسیر زندگی ما را خراب کند.اما هرچه باتجربه تر می شویم وارسته تر هم می شویم و در سنین بالاتر ایمان بیشتری داریم و عمیق تر به زندگی نگاه می کنیم. در نتیجه پدیده های اجتماع را بهتر درک می کنیم. ولی در هرحال جوانی هم دوران خوبیست و هر دوطیف برای من جذابیت خودش را دارد.
        خيلي از بازيگر ها هستند كه ممكن است خيلي خوب شروع كنند اما بعدا با انتخاب های بد از دور خارج شوند. من فكرمي كنم شما طي اين بيست سال يك مسير منطقي را جلو آمديد و هيچ وقت هم افول نداشتيد و بعد از يك مدت هم شكوفايي مضاعفي پيدا كرديد و در هم نسلان شما شاید کمتر کسی این مسیر را به همین کیفیت طی کرده باشد.از نوع مراقبت هایتان بگویید درمسير بازگيري و درانتخاب هايتان واينكه  اين چند سال را به سلامت طي كرديد، طوري كه می توان گفت كسي نمي تواند اشكال بزرگی به بازيگري شما وارد کند مگر موارد سلیقه ای که همیشه هست.و اینکه بازيگر چطور بايد اين مسير را با سلامت و معقول طي كند؟
        - اولا در مورد اشتباهات تکلیف را روشن کنم.من فکر می کنم درمورد همه ي ما چه در سينما و چه درمورد پديده زندگي بخشي از آن دست ما ست و بخشي مربوط به پيرامون ماست در دست و خواست ما نيست و هنرما اين است كه خودمان را با آن هماهنگ كنيم. چون راه دیگری نداریم واگر نخواهیم بپذیریم ممکن است آسیب ببینیم. پس می توان نتیجه گرفت که بخشی از افت و خيزي كه سينماي ايران در طي اين سالها داشته دست ما نبوده.حالا یا مديريت غلط بوده يا نگاه راديكالي بوده يا عصبانيت بي مورد بوده..
        ولي بخش دیگری که دست ماست به نظرم مراقه شخصی است. يعني اينكه هيچ وقت يادمان نرود جايمان كجاست و خودمان را گم نکنیم.دوم اینکه اين حرفه بزنگاه هايي دارد مثل شهرت، مثل پول، که بايد رابطه ات را با آن ها معلوم كنی و به سلامت از آن ها بگذری ودر جایی دست رد به سینه آن ها بزنی.چون هر كدام ازاين بزنگاه ها مي تواند تو را در جايي متوقف كند. راه هميشه هموار نيست و بايد هميشه مراقب حوادث باشیم.چون ممكن است با یک بي توجهي از دست بروی..
        ولی مهم تر ازهمه اينها این است که عاشق باشي. زيرا انگيزه اي كه در هر كاري نه فقط در سينما آدم را پيش مي برد عشق است. چون انگیزه هایی مانند جاه طلبی یا شهرت و پول در جایی ارضا می شود. اما آن چيزي كه انسان را در همه حرفه ها و حتی در زندگی پيش می برد عشق است.وجود سختي ها همیشه و در همه جا طبيعي است. همه ما صبح ازخواب بيدار مي شويم و شروع می کنیم به جنگیدن با مشکلات که اين زيبايي زندگي است و اگر زندگي معمولي و بدون مشکل باشد كسل كننده است ومثل آب راکد می گندد.
        بازیگری هم همینطور است.یک بازیگر براي اين که ترو تازه بماند باید همواره بپذیرد که خیلی چیزها را نمی داند و در حال ياد گرفتن باشد وعاشق کارش باشد تا در مواجهه با مشکلات و موانع متوقف نشود.به نظرم فاکتور عشق در این حرفه خيلي مهم است چون می تواند این مسیررا تضمین کند.
        فرهاد اصلاني بازيگر گراني است؟
        - از چه جهت؟ در هر صورت من هم زندگی دارم و توقعاتي از حرفه خودم دارم و در جاي مشخصی ايستاده ام. تاحالا توقع غيرمنتظره وغيرمتعارفي نداشته ام.  من در سود و زيان معنوی يك فيلم خودم را شريك مي دانم و اگر بدانم با من صادقانه برخورد مي شود، به قاعده رفتارمي كنم.یعنی از یک فيلم از لحظه شروع تا پایان اكران حمايت مي كنم.و بخشی از این حمایت در زمانی است که كسي براي ما دستمزدي تعين نكرده.. فیلم از فیلمنامه تا اکران و سینمای خانگی مسیری دارد که من به خاطر علاقه خودم همیشه درهمه آن حضور دارم و حمایت می کنم.
        ولي بله از لحاظ انديشه آدم گرانی هستم و كسي نمي تواند مرا به راحتی بخرد.به این معنی که بايد عقيده اي كه در فيلم هست را حتما پذيرفته باشم تا کار کنم وفکر می کنم این ویژگی خودم را تا اینجا حفظ کرده ام.
        هیچ وقت علاقه مند نبودم مبلغ چیزی باشم كه به آن اعتقادي ندارم و معتقدم هنرمند به محض اينكه وارد قضاوت بشود جاي خودش را گم كرده است. مثلا الان کیفیت برخی فیلم ها در حد یک بیانیه سیاسی پایین است و اینگونه کارها به من هم پیشنهاد می شود ولی من هیچوقت قبول نکرده ام و دوست نداشتم تبدیل به یک ابزار صرف بشوم.
        یعنی از همه کارهای خود کاملا دفاع می کنید؟
        - بله کاملا. مخصوصا اين چند كاري كه امسال اكران شد را خيلي دوست دارم.به نظر خودم در قصه ها سعي خودم را كردم و خیلی هم نقش خوبی از آب درامد يا درعصر يخبندان به نظر خودم آن شخصيت را خيلي خوب درك كردم و فیلم را هم خیلی را دوست دارم.
        اما علاقه مندم درباره دوران عاشقی بیشتر حرف بزنم . چون طور دیگری براي من عزيز است. زيرا زماني كه به این فیلم ملحق شدم خيلي حال خوبي نداشتم و اصلا آماده بازي نبودم. اما علیرضا رییسیان آنقدر محترم بود وخیلی انرژي گذاشت تا من را دوباره به شرایط عادی و پذیرش نقش برساند.خیلی رفیق و مهربان بود و همه جوره به من اعتماد کرد.و فکر می کنم من هم با بازی خودم در این فیلم جواب محبت او را دادم.
        اما چون من اول دوران عاشقی را کار کردم بعد كار آقاي عليمرداني (کوچه بی نام) را و بعدش بلافاصله عصر يخبندان را بازی کردم، این انرژی که از آقای رییسیان گرفتم خیلی برایم مفید بود چون قبل از آن فکر می کردم خیلی افسرده ام و تمایل ندارم کار کنم. دلیلش هم این بود که از یک کار دیگر انصراف داده بودم و خیلی اذیت شدم.
        اما دوره ریکاوری را با آقای رییسان گذراندم و موتور من در دوران عاشقي به كارافتاد. اين انرژي خوبي كه من از آقاي رئيسيان گرفتم باعث شد كه من با حال خوب دو فيلم بعدی را به خوبی کار کنم. دو نقشی که به شدت هم با هم متفاوت بودند. انصافا هم فيلم،فيلم خوب وسوال برانگيزي است.و فكرمي كنم وقتي تماشاگر ازاين فيلم جدا مي شود او را رها نکرده و سوال در ذهنش ايجاد مي کند.
        یعنی نقشتان در دوران عاشقی درست نوشته شده بود..
        - بله خیلی.. البته دوران عاشقي براي من يك لقمه ي آماده تری بود. زيرا آقاي رئيسيان اساسا تحقيق خودش را روي اين نقش كرده بود.و وقتی برای من تجسم كرد من خیلی خوب درکش کردم و كار سختي نداشتم.
        در مورد نقشتان کمی توضیح می دهید؟
        - نقشي كه من در دوران عاشقی بازي كردم زاييده شرايط ناسالم اقتصادي است. كساني كه نبض بازار را در دست مي گيرند و فردی عمل می کنند.نه مدافع مردمند نه کشور...فقط براي خودشان كار مي كنند و من سعي كردم خوب آن را اجرا كنم.
        در مورد فیلم قصه ها..؟
        - اول باید بگویم که هميشه با اعتماد و ایمان با خانم بنی اعتماد كارمي كنم. خيلي دوستش دارم و به نظرم در مسيركاري اش به همه فهمانده که دارد چه مي كند.وغیر صادقانه عمل نكرده . درهر صورت به عنوان يك هنرمند نگاه وموضع گيري خاص خودش را دارد و براي من بسيار قابل احترام است .هروقت پيشنهادي از طرف وي بوده من با كمال ميل قبول كردم و لذت بردم.به همین خاطر نقشم را در قصه ها هم دوست دارم و بنظر خودم خیلی خوب شده
        درمورد فیلم خصوصی بگویید..
        - آن زمان يك بزنگاهي بود كه مديران وقت تمايل داشتند كه فيلم هاي سياسي ساخته شود و اين بنظرم يك جاه طلبي بود كه پس و پشتي نداشت. چون در اكران نتوانستند فيلم را حمايت كنند . ولي فكر مي كنم من هم ازاين موقعيت استفاده كردم. زيرا ما دراین فیلم داریم يك طيف تند رويي را نشان مي دهیم كه اينها عقبه شان چطور بوده و حالا در كجا ايستاده اند. من از این پیشنهاد خوشم آمد.
        شما آن نقش را خیلی خوب بازی کردید.نقش بسیار حساسی بود که فکر می کنم هرکس غیر ازشما بود نمی توانست آن را درآورد... اما برهه اخیر را به نظر من بهتر از ابتدای انقلاب بازی کردید.. موافقید؟
        - نظر لطف شماست. خب شخصیت نقش من در ابتدای انقلاب یک مقدار خشن تر است .درواقع طيفي را بازي كردم كه هيچ وقت آنها را دوست نداشتم. وقتي گريم مي شدم و مي خواستم آن مقطع را بازي كنم حس خیلی بدی داشتم و یادم هست آنقدر بد اخلاق شده بودم که اصلا كسي نمي توانست با من حرف بزند. چون نقشم دارای رفتاري بود كه اصلا انساني نيست ولي بايد آن را بازي مي كردم. اين مسئله انرژي مضاعفي را از من مي گرفت. ولي فهم بيشتري از مقطع بعدی نقش داشتم.دوره اصلاحات دوره جالبي براي من بود وخيلي وقايع آن سالها را با دقت دنبال می كردم و روزنامه خوان حرفه ای بودم. چون آن دوره ازلحاظ گسترش مطبوعات دوره جذابی بود.گرچه اشتباهاتی هم در آن دوران وجود دارد اما به نظر من دوره شکوفایی مطبوعات بود.همه اين ها به من كمك كرد تا نقش را بهتر پیدا کنم چون می دانستم چه خبربوده وآشناتر بودم.
        الان رسانه ها آن جذابیت را ندارند؟
        - الان تقريبا همه رسانه ها شيبه هم مي نويسند. اکثرا رنگ وبوي جذابي ندارند و بیشتر جناحی عمل می کنند...
         شما یک کار هم دارید که فکر نمی کنید من آن را مثال بزنم.فيلم كوتاهي از شما دیدم که شاید یک دقیقه بود. تمام فیلم این بود که شما يك محكوم به اعدام را مي بخشيدید.. مي شود راجع به آن توضيح دهيد؟
        - يك جواني كه فقط از پشت تلفن صدايش را شنيدم به من فيلم را پيشنهاد داد و من آن زمان در شمال و سر صحنه فیلم خرس بودم که خیلی کار سنگینی بود و متاسفانه اکران هم نشد. من گفتم هر وقت به تهران آمدم با هم هماهنگ ميكنيم وهمه چيز در دو سه ساعت انجام شد.يک كارخيلي دلي بود و خوشبختانه پاسخ خوبي هم گرفتيم. چون اينجا از گذشت حرف مي زنيم. مولفه هايي كه امروزه در جامعه ما كمي غایب است،اخلاق ،گذشت،و چيزهايی از اين دست که وقتی با آن ها مواجه می شوم منقلب می شوم.و اگر این کار به چشم شما آمده حتما موفق بوده و توانسته چیزی را در وجود شما برانگیخته کند.
        كار در سينما سخت تر است يا در تلويزيون يا در تئاتر؟
        - هركدام دشواری هاي خودش را دارد اما به نظرم كار، آن جا سخت مي شود كه تو حالت خوب نباشد و روبه راه نباشی..آنجاست که سختی هايش بيشتر به چشم مي آيد.اما ما در هرصورت سختی کار را پذیرفته ایم.
        شما جايي گفته بوديد وقتي تئاترکار مي كنيم و بعد آن را كنسل مي كنند براي ما يك جنايت محسوب مي شود و كار در تلويزيون هم خيلي طاقت فرسا است..
        - تلويزيون يك فضاي كارمندي دارد و آدم ها را وارد  يك روزمره گي می كند. به نظرم دشواري  كار در تلويزيون از ان جهت است كه وقتي مي خواهيم در يك سريال 7یا 8 ماهه بازي كنيم همه چيز آدم را به سمت روزمره گی مي برد در حالیکه خاصيت هنر اين نيست. هنرمند به محض اینکه وارد روزمرگی بشود خلاقیتش از بین می رود. اين خطر هميشه در کارهای تلویزیون هست. و نکته دیگر اینکه در تلویزیون همه هم مسئول کار هستند و هم نیستند و سرو شکل مشخصی وجود ندارد. ولي تئاتر دشواري ديگري دارد. به نظرم سياسيت هاي فرهنگي خيلي ضعيف است و هر لحظه مي توانند كاري را متوقف كنند.خب اين خیلی بد است.این یعنی از وقتي کار را شروع مي كني نگراني.دشواری های رسیدن به نقش هم که جای خودش...
        فكر مي كنيد در كارهاي كمدي هم موفقيد؟
        - بله اگر موقعیت خوبی پیش بیاید
        چون خواب زده ها خيلي كار موفقي نبود..
        - خواب زده ها مشكلات ديگري داشت.تهیه کننده کار یک مدير تلويزيوني بود و خودش آدم ترسيده و مضطربي بود و سرانجام اين فيلم به سمت امور مرسوم تلویزیونی مثل نریشن و اینها رفت و نسبت به اصلش چيز ديگري شد. زمان پس از انتخابات 92 هم بود وهمه یک مدل گیجی داشتيم. خود آقای جيراني هم خسته بود. ولي من البته سعي خودم را كردم.اما بنظرم برای کار طنزمن آشپزباشی نمونه بهتری است.
        آقاي اصلاني ما چند سال است جوان اول در سينما نداريم.الان برای نقش اول هنوز بازیگران قدیمی را بوسیله گریم جوان می کنند.شما به عنوان یک بازیگر فكرمي كنيد دليلش چيست؟
        - حال سينما اینگونه شده و شكل فيلم ها هم عوض شده وبه جای قهرمان محوری رفته به سمت پرسوناژ محوری .. فکر می کنم از فیلم «درباره الي» که جمع بازيگران محور بودند به اين شكل شده.. سينماي پيش ازاين حتما يك قهرمان و یک ضد قهرمان داشت.
        حالا شايد نياز سينما در آن زمان اين بود و حالا نياز و اضطرار سینما را به اين سمت برده.فکر می کنم شرایط سینما در حال حاضر عادی نیست.خودش برای خودش تصمیم نمی گیرد و در این موارد آزاد نیست تا نيازهاي خودش را مرتفع كند. به نظر من سينما دچاریک گيجي خاصی است و بايد از اين دوره گذارعبور کند. این گیجی هم در مدیریت سینما دیده می شود هم در فیلم ها و حتی در مخاطبان... در سينما انقدر دعوا هست که مخاطب خودش را از اصل مساله دورمي كند. مثل اینکه يك زلزله ای آمده باشد و همه چیز از سرجای خودش جابجا شده باشد.. بنظرم باید اول در سینما ثبات ایجاد شود تا بتوانیم مسائل دیگر را سامان دهیم.
        فکر نمی کنید این نقش فروشي ها یی که صورت مي گيرد ضربه می زند؟طوری که الان حتي نقش سوم و چهارم را هم مي فروشند. با این اوضاع چگونه بازیگر خوب باید وارد سینما شود؟
        - وقتي تشكيلات صنفي قدرتمند نيست اینگونه می شود. اگر تشكيلات صنفي اقتدار داشته باشد اتفاقات بهتري مي افتد. از سوی دیگر الان سینما خیلی گسترده شده و تنوع محصولات خيلي زياد است و اين ساختار مديريتي سنتی جواب آن را نمي دهد.ببینید ما الان هم تلویزیون داریم، هم تئاتروهم سينما در بخش های مختلف و این حوزه آنقدر گسترده شده که کنترل آن ازدست رفته. بحث جوانگرایي و ورود تازه نفس ها را هم داريم وهمه اين ها ساز و كارش خیلی تعريف نشده...
        مثلا برخی آموزشگاه های بازیگری برای اینکه ثابت کنند معتبرند نقش ها را برای هنرجویان خود می خرند.
        - دلیلش اقتصاد ناسالمي است که هم درجامعه و به تبع آن در سینما هم بوجود آمده كه مي تواند در همه چيز فساد بوجود بياورد.  دراين 7،8 سال اخير برخی پولهاي زياد و بادآورده ای بدست آورده اند که طبیعتا در جای خودش خرج نمی شود. مثلا بجای اینکه این پول در اقتصاد سرمایه گذاری شود و شغل ایجاد کند خرج ماشین های لوکس و دور زدن در خیابان ها می شود و به نظر من مضحک است.طبیعتا این اقتصاد ناسالم تاثيرش را در سينما هم گذاشته است.
        تا به حال شده به كسي بگوييد یک نقش را بازي نكند؟ یعنی پيش بيني كنيد اين نقش نقش خوبي نيست و درست هم تشخيص داده باشيد؟
        - نه، من فقط مي توانم حدس بزنم که در نهایت برای یک فیلم چه اتفاقي می افتد. ولی مخالفتي با كسي یا نقشی ندارم. شايد به كارگرداني بگويم این نقش را فلاني ازمن بهتر بازي مي كند.  اين را واقعا گفته ام و آن کارگردان فکر کرده من از روی تواضع این حرف را زدم اما من جدی گفته بودم و نظرم اینگونه بوده. ولي گاهی مي توانم حدس بزنم نتیجه یک فیلم یا نقش بر اساس اخباری که از نوع چینش بازیگران و داستان آن می رسد ، چه از آب در می آید.چون به اندازه كافي شناخت دارم و با تعداد زيادي از فیلمسازان و بازیگران كار كرده ام.
        این حدس فقط بر اساس تجربه است؟
        - نه فقط تجربه.. من مدام كارهاي همکارانم را هم رصد مي كنم.و فکر می کنم وقتی مسیر کاری یک نفر را ببینم می توانم پیش بینی هایی بر اساس وضعیت کار جدیدش داشته باشم.چون هیچ کس یک شبه اتفاق عجیبی برایش نمی افتد و اگر مسیر کاری اش را دیده باشی می توانی نتیجه را حدس بزنی..
        همين حدس را براي رد كردن يك فيلم نامه هم ممكن است بزنید؟
        - بله، حتا ممکن است به كارگراني پيشنهاد كنم اين فيلم را نسازد.
        چقدر اين حدس ها درست ازآب در آمده است؟ و چقدر به توصیه شما عمل شده؟
        - گاهی به شدت درست از آب در آمده.. (با خنده) ببینید خب من در این مملکت زندگی می کنم و شرایط را می دانم. اصول مميزي مملكت و شرايط ساخت را هم مي بينم.اما بعضی ها اصرار دارند کارهایی انجام بدهند که مشخص است نتیجه بخش نیست. در واقع می شود کسی را از خواب بيدار كني ولی كسي كه خودش را به خواب زده كاري نمي تواني برایش بكني..
        تعريف شما ازسينماي داود مير باقري؟
        - من با ميرباقري تجربه هاي بي نظيري داشتم. دو، سه نفر هستند که در زندگي هنری من  نقش زیادی داشتند و هميشه خودم را مديون آنها مي دانم . يكی ازآن ها داود مير باقري است و ديگري عليرضا نادري در تئاتر است كه من بسيار از انها آموختم و همين طورخانم بني اعتماد.. هر وقت اسم اينها آمده من خیلی خوشحال شده ام.
        در خصوص سبک کار آقاي مير باقري چه می توانید بگویید؟
        - من آنقدر به داود مير باقري علاقه مندم که خيلي نمي توانم توضيحش بدهم. زيرا اين احساسی است که بیشتر قلبی است تا زبانی .. در روش كار او چیز عجيبی نمي بينم.معمولا دور هم جمع مي شويم و حول محور قصه ای که وجود دارد با هم كاري را شروع مي كنيم.ولی در کار های میرباقری اگر اتفاق های خوب می افتد و کار باکیفیت می شود به نظر من از ایمانی است که میرباقری به کارش دارد وچون به آن سمتی مي رود كه دلش آنجاست اتفاقات خوبي مي افتد. داوود میرباقری از کسانی است كه نمي توانم در موردش خيلي حرف بزنم فقط می توانم بگویم زماني كه با او كار مي كنم نتيجه اش خوب مي شود.
        در کل كارهايي كه ما با این سه نفری که نام بردم یعنی با عليرضا نادري در تئاتر  يا داود ميرباقري و خانم بني اعتماد انجام داده ام را بايد نتيجه اش را ببينيد که در آن دستاوردها، ميزان ونوع علاقه ي من اين دوستان مشخص است.
        در خصوص نقش ابن زياد بگوييد؟
        - اين نقش براي من يك يادگاري است. من در آن مقطع خيلي حال خوبي داشتم و براي كار خيلي با انگيزه و عاشق بودم.یادم می آید که برای این نقش ریش هایم را بلند کرده بودم و از ریش مصنوعی هم استفاده نکردم.
        خيلي هم به  قصه باور داشتم و همه جور ريسكي را حاضر بودم بپذیرم. و آنقدر شوريده بودم كه در بخش اول که نزدیك به پنجاه جلسه جواني اش را بازي كردم اصلا خسته نشدم و حتی هیچ کار دیگری را نپذیرفتم و فقط به همین نقش فکر کردم.
        یک سوال شخصی هم دارم.وزنتان خيلي زياد شده نمي خواهيد وزن كم كنيد؟ فکر نمی کنید به آزادی تان برای انتخاب نقش های مختلف ضربه می زند؟
        - البته در نقش های دولتی و قشر متوسط به بالا استفاده های خوبی می شود از آن کرد.. (می خندد ..) اما اين انتقادي است كه با كمال ميل مي پذيرم و دارم برای رفع آن قدم بر مي دارم. این مساله مربوط به زندگي شخصی هم می شود و تنها به بازيگري ربط ندارد و کلا وزن اضافه اصلا چيز خوبی نيست و دوهزارتا مريضي باخودش مي آورد. باشما موافقم و ايرادي است كه بايد برطرف كنم .
        حرف آخر؟
        - معتقدم هنرمندان با همه تلاطم ها و بي اعتمادي هايي كه در همه ي اين سال ها گه گاه برایشان رخ داده کارشان را انجام می دهند، گاهی رفتار هايی كه با اين حرفه شده و بسياري حرفه مارا خرج سياست و مقاصد سياسي کردند وبا ما ابزاری برخورد شده.. اما من با همه این مسائل در این سال ها با عشق که چیزی بیشتر ازعلاقه است کار کردم. چون در همین مملكت زندگي مي كنم و دوستش دارم و سعي كردم اين پدیده ها را بفهمم و بر اساس شرایط قدم بردارم.
        تشکر می کنم مصاحبه خوبی بود. گرچه اول قصد نداشتم مصاحبه کنم چون خیلی درمورد فیلمهای روی پرده صحبت کرده بودم.اما اين مصاحبه براي من متفاوت بود و دوستش داشتم و به یادگار از من خواهد ماند.

        در سود و زیان معنوی یک فیلم خودم را شریک می دانم

        منبع: بانی فیلم


        -8


        فرهاد اصلانی

        ارسال این مطلب برای دوستان شما

        مطالب مرتبط

        ارسال نظر

        نام:*
        ایمیل:*
        متن نظر:
        پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
        کد را وارد کنید: *
        © Copyright 2013-2014 Fans Cloob . All Rights Reserved & Design by Taktaz Group