به شبکه اجتماعی کلوب هواداران خوش آمدید .

 » » در پایتخت 5 نباشم، افسردگی می گیرم!

        مورد علاقه

        در پایتخت 5 نباشم، افسردگی می گیرم!

        باقی را از زبان خودش بخوانید:
        چطور شد که به گروه «پایتخت» پیوستید و در فصلهای این سریال و با سه نقش حضور پیدا کردید؟
        ـ آقای سعید آقاخانی بازیگردان و بازیگر سریال «روزگار خوش حبیب آقا» بودند و من به واسطه او به محسن تنابنده معرفی شدم و از طریق آقای تنابنده توانستم افتخار همکاری با سیروس مقدم را در سریال «چک برگشتی» پیدا کنم. پس از آن بود که به پایتخت پیوستم  و جالب است بدانید که من تنها بازیگر اهل ساری این سریال هستم و توانستم در فصلهای مختلف آن سه نقش را بازی کنم. البته با وجود اینکه جزو نقشهای اصلی کار نبودم، اما فرصت آن را پیدا کردم تا دیده شوم.
        شما در این مجموعه با سه نقش کشتی گیر، صاحب گنبد و گلدسته سازی و شورای شهر ظاهر شدید. از این سه تجربه متفاوت و همکاری با سیروس مقدم بگویید.
        ـ من با این مجموعه دیده شدم، ولی به نوعی می توانم بگویم چون قهرمان کشتی هستم و به همین دلیل در «پایتخت3» که نقش کشتی گیر را بازی کردم، با این نقش زندگی کردم. با وجود اینکه در سری چهارم این کار نقش یک شورای شهر را داشتم، اما اصلا علاقه ای به سیاست ندارم و عاشق هنر و ادبیات هستم، چون هیچ مرزی در هنر و ادبیات وجود ندارد. برای من جذابیت این کار بازی در کنار بازیگران خوب و صمیمی بود که یکی از ویژگیهای آنان رئال بازی کردنشان بود. البته من در کنار این سریال در «چک برگشتی» هم بده بستانهای خوبی با امیر جعفری داشتم. در کل این فضای خوبی که در کارهای سیروس مقدم وجود دارد، به دلیل روابط عمومی خوبی است که دارند. به تعبیری با خنجر به سمت آقای مقدم بروی، با لبخند برمی گردی.
        محسن تنابنده بازیگری بسیار جدی است. از بده بستانهایی که درکار داشتید و همکاری با وی بگوئید.
        ـ آقای تنابنده در کار بسیار جدی است و با کسی هم شوخی ندارد، اما انسان بسیار خوبی است و مردم هم دوستش دارند. به قول آقای مقدم«پایتخت» را بدون مقدم و سایر عناصر می توان ساخت، اما بدون تنابنده نمی توان ادامه داد، چون ماجراهای این کار ساخته و پرداخته ذهن خودش است، ناظر و دلسوز کار هم هست. در کل همه گروه مثل یک خانواده کنار هم تلاش و زندگی کردند.
        اگر فصل پنجم این کار ساخته شود، شما هم در آن حضور دارید؟
        ـ مگه میشه مگه داریم که نباشم؟ من اگر در فصل بعدی آن نباشم، افسردگی می گیرم! چون شانس سریال هستم و یکی از دلایلی که اهالی ساری این سریال را می دیدند، من بودم. گرچه همه مردم این کار را دوست داشتند و با آن ارتباط برقرار کردند.
        البته عده ای معتقدند که شتابزدگی در این کار زیاد بود و به همین دلیل اشکالاتی به فیلمنامه وارد می کنند.
        ـ شاید به این دلیل است که قصه های کوچک در این کار زیادتر از کارهای دیگر بود. البته نویسنده ها نیز شبانه روز تلاش خود را کردند تا فیلمنامه به موقع برسد. گرچه خشایار الوند می گفت اگر فرصت بیشتری داشت، قطعا نتیجه بهتری حاصل می شد. به نظر من مشکل سینما و تلویزیون ما فیلمنامه خوب است. به قول آلفرد هیچکاک یک فیلم خوب باید سه چیز داشته باشد: فیلمنامه خوب، فیلمنامه خوب، فیلمنامه خوب. بنابراین باید به نویسنده ها بها داده شود.
        بهترین بازیگر این سریال از نگاه شما چه کسی است؟
        ـ من بازی همه بازیگرها را دوست داشتم. به خصوص خانم نصرتی که خیلی خوب و رئال بازی کردند. اما کارآمدترین عنصر این سریال و به نوعی آچار فرانسه کار بدون شک محسن تنابنده است که لحظه به لحظه حضور جدی در این کار داشت.
        همین آچار فرانسه ای که شما گفتید به نوعی کاشف عسل خاله بود. این طور نیست؟
        ـ در سری دوم «پایتخت» گروه تولید سریال نزدیک منزل عسل خاله که نام حقیقی او سکینه شفافی است، سکانس خروس بازی را می گرفتند که با او آشنا شدند. در سری بعد هم نقش زن سرایدار را بازی کرد و در این سری هم نقش مادر ارسطو را بازی کرد که به مرور وارد گروه شد. اتفاقا در شیرگاه زندگی می کند و تمام گروه هم به وی علاقه دارند. به نوعی همه معتقد بودند که حضور او برکت کار بود. خانم نصرتی هم خیلی به او علاقه داشت و احترام می گذاشت. حتی خانم غفوری که در کار خیلی جدی است، بسیار با عسل خاله مهربان بود و دوستشان داشت.
        شما دوره های بازیگری را هم گذرانده اید؟
        ـ کلاسهای بازیگری رفته ام، اما اعتقادی به این کلاسها ندارم.به نظر من بازیگری در ذات کسی است و باید بازیگر به دنیا بیاید، نه اینکه بازیگر شود. مدرسی که نمی تواند پسر خود را بازیگر کند، چه توقعی از او می رود؟
        و در آخر چقدر به شانس در این حرفه معتقدید؟
        ـ به نظر من شانس، استفاده بجا از فرصتهاست. باید در این حرفه عاشق بود. وگرنه در بین راه خسته شده و توقف می کنی. بعضیها به درد مانکن شدن می خورند، اما فکر می کنند باید بازیگر شوند.  بنابراین در بین راه سرخورده می شوند. حتی معتقدم نقش کوچک و بزرگ وجود ندارد. به عنوان مثال بهمن مفید با فیلم قیصر که نقش کوتاهی داشت بهمن مفید شد.

        در پایتخت 5 نباشم، افسردگی می گیرم!

        منبع: بانی فیلم


        -5


        علیرضا احتسابی, محسن تنابنده, سیروس مقدم

        ارسال این مطلب برای دوستان شما

        مطالب مرتبط

        ارسال نظر

        نام:*
        ایمیل:*
        متن نظر:
        پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
        کد را وارد کنید: *
        © Copyright 2013-2014 Fans Cloob . All Rights Reserved & Design by Taktaz Group